شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 92

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

است ؛ ولى نيك مىدانسته كه اندراج عبارات و امثال عربى در كتابى پارسى كه « براى انتفاع » آنان پرداخته ، اگر همراه با ترجمهء لفظ به لفظ و يا ترجمه گونهء آنها نباشد از سودمندى كتابش مىكاهد . به همين جهت در بيشترى موارد عبارات و امثال تازى را فارسى كرده و بر سودمندى نگاشته‌اش افزوده است . چگونگى و كيفيت آوردن اقوال و اخبار عربى در روح الارواح و ترجمه كردن آنها درخور بررسى است . مؤلف گاه به قولى از اقوال مشايخ طريقت استشهاد مىكند و به ترجمهء لفظ به لفظ آن مىپردازد . مانند : اللّهمّ مهما عذّبتنى بشىء فلا تعذبنى بذلّ الحجاب ؛ بار خدايا به هرچه خواهى عذاب كن اما به حجاب عذاب مكن - كه من طاقت عذاب حجاب ندارم 2 . و گاهى در ترجمهء فارسى معادلى براى كلمه برمىگزيند كه به ترجمه صبغهء عرفانى و عاشقانه مىبخشد . اين شيوهء ترجمه كردن خاصه در زمينهء اقوال و تعريفات خانقاهى بسيار مقبول مىنمايد ؛ زيرا با اين طرز ترجمه نفس و نبض اقوال عربى به فارسى نشان داده مىشود با آنكه از لفظ و صورت اقوال نيز دور نمىگردد . به اين دو نمونه توجه بفرماييد : لا وحشة مع اللّه و لا راحة مع غير اللّه ؛ با دوست بودن بىهيچ‌چيز خوش است و بىدوست با همه چيز ناخوش است 2 ، لو زاحمنى العرش لمحقته ؛ اگر عرش رفيع پيش وقت ما درآيد پستش كنيم 1 ، التوحيد افراد القدم عن الحدث توحيد صرّافى كردن است نفايهء حدث بينداختن و سرهء قدم برداشتن 63 . هم در مواردى اندك اقوال و امثال عربى را ترجمه‌اى مىكند متصرفانه ، اما به صورت منظوم . « 94 » مانند : انا بوقلمون من كلّ لون اكون . گه با كف پُرسيمم و گه درويشم * گه با دل پرنشاط و گه دل ريشم گه بازپسين خلق و گه در پيشم * من بوقلمون روزگار خويشم در مواردى كه مؤلف به اقوال بلند و دراز عربى استناد كرده ، عبارات عربى را به بندهايى تقسيم كرده ، و در پايان هر بندى ترجمهء فارسى آن را آورده ، و به همين شيوه تا پايان پيش رفته است . مانند : « موسى عليه السلام در مناجات خود گفت : الهى ما ازارك ؟ ازار تو چيست ؟ گفت : العظمة . فقال : فما رداؤك ؟ گفت : الكبرياء . گفت : فما قميصك ؟ گفت : يا ابن عمران لقد سألتنى عن امر عظيم ؛ از

--> ( 94 ) - گويا در چنين مواردى ، به ابيات ديگران نظر دارد . به‌هرحال اين طرز ترجمه از نظر تحقيقات تطبيقى ميان امثال عرب و شعر فارسى مفيد تواند بود .